تبلیغات
كیمیای سعادت - افزایش زلزله
12 اسفند 88

افزایش زلزله

   ارسال مطلب توسط: admin    نوع مطلب :نشانه های قیامت ،

افزایش زلزله ها

از ابوهریره روایت شده است پیامبر خدا فرمودند «لا تقوم الساعة حتى تکثر الزلزال»(1). «قیامت بر پا نمی شود تا وقتی که زلزله زیاد شود». سلمه بن نفیل السکونی گفت: نزد پیامبر خدا نشسته بودیم (حدیث پیامبر را بیان کرد که در آن این جمله مذکور بود) «وبین یدی الساعة موتان شدید و بعده سنوات الزلازل»(2). «قبل از روز قیامت، بیماری کشنده شدید و بعد از آن سال های زلزله می آید» ابن حجر می گوید «در مناطق شمال، شرق و غرب زلزله های زیادی رخ داده است اما ظاهراً مراد حدیث وسعت، ازدیاد و دوام زلزله ها است»(3). از عبدالله بن حواله -رضی الله عنه- روایت شده است گفت: پیامبر خدا دستم را روی سرم گذاشت و گفت «ای ابن حواله وقتی دیدی خلافت در سرزمین مقدس قرار گرفت پس زلزله، بلا و امور سخت نزدیک شده اند و در چنین روزی

 قیامت از فاصله دست من به سر تو، به آنها نزدیکتر است. این حدیث مطالب فوق را تأیید می کند(4).
از عائشه روایت شده است می گوید: پیامبر خدا فرمودند «یکون فی آخر هذه الأمة خسف ومسخ وقذف» «در آخر این امت (نزدیک به روز قیامت) زلزله تغییرات و دگرگونی های هلاک کننده پدید می آیند. عائشه -رضی الله عنها- می گوید گفتم: ای پیامبر خدا آیا در حالی که انسان های نیکوکار در میانمان هستند ما نابود می شویم پیامبر فرمودند: بلی وقتی خباثت ظاهر شود.(1) عبدالله بن مسعود -رضی الله عنه- می گوید: پیامبر خدا فرمود: «بین یدی الساعة مسخ وخسف وقذف»(2). «قبل از روز قیامت، زلزله و تغییرات و دگرگونی های هلاک کننده ظاهر می شوند».
در اخبار آمده است که زنا دقه و قدریه مسخ و قذف بر آنان مستولی می گردد.
امام احمد از عبدالله بن عمر روایت می کند می گوید: از پیامبر خدا شنیدم فرمودند «إنه سیکون فی أمتی مسخ وقذف وهو فی الزندقیة والقدریة»(3) «در امتم مسخ و قذف خصوصاً در زندقیه و قدریه ظاهر می شود». در روایت ترمذی آمده است «فی هذه الأمة - أو فی أمتی - خسف أو مسخ أو قذف فی أهل القدر»(4). «در این امت - یا امت من - خسف، و قذف در فرقه «قدریه» ظاهر می شود».
از عبدالرحمن بن صحار العبدی از پدرش روایت شده است پیامبر فرمودند: «لا تقوم الساعة حتى یخسف بقبائل فیقال: من بقی من بنی فلان»؟ «قال: فعرفت حین قال «قبائل» إنها العرب لأن العجم تنسب إلى قراها»(1). «قیامت بر پا نمی شود تا اینکه قبائلی از بین بروند پس گفته شود از طائفه بنی فلان چه کسی زنده مانده است. وقتی گفت قبائل فهمیدم منظور پیامبر اعراب است. زیرا عجم را به شهر (روستا)هایشان نسبت می دهند».
از محمد بن ابراهیم التیمی روایت شده است. گفت از بقیره زن قعقاع بن ابی حدرد شنیدم گفت: «از پیامبر خدا -صلى الله علیه وسلم- شنیدم در حالی که روی منبر بود گفت: «وقتی شنیدید سپاه من شکست خورد پس قیامت نزدیک شده است»(2).
خسوف در مواضع زیادی در شرق و غرب(3) قبل از زمان ما اتفاق افتاده است و امروز نیز خسوف های بسیاری در جاهای متفاوت زمین رخ می دهد. این خسوف ها انذاری برای انسان و عقوبتی قبل از قیامت برای بدعت گذاران و گناهکاران به شمار می آید. تا مردم عبرت گیرند و به سوی پروردگارشان برگردند و بدانند قیامت نزدیک شده است و هیچ پناهگاهی جز ذات حق تعالی وجود ندارد.
برای عاصیان، شرابخواران، اهل موسیقی و.... وعیدِ خسف، مسخ و قذف آمده است. ترمذی از عمران بن حصین -رضی الله عنه- روایت می کند پیامبر خدا فرمودند: «فی هذه الأمة خسف ومسخ وقذف» یکی از مسلمانان گفت: ای پیامبر خدا کی رخ می دهند؟ گفت: «وقتی که آلات موسیقی ظاهر شوند و شراب نوشیده شود»(1). ابن ماجه از ابو مالک اشعری -رضی الله عنه- روایت می کند پیامبر خدا فرمودند: «لیشربن ناس من أمتی الخمر یسمّونها بغیر اسمها، یعزف على رؤوسهم بالمعازف، یخسف الله بهم الأرض، ویجعل منهم القردة والخنازیر»(2). «عده ای از امت من شراب را به اسم دیگر می نوشند. آلات موسیقی بر سرشان زده می شود، خداوند آنان را در زمین فرو می برد و آنان را به میمون و خوک تبدیل می کند.
مسخ دو نوع حقیقی و معنوی دارد. حافظ ابن کثیر مسخ حقیقی را در این آیه می بیند:
{ وَلَقَدْ عَلِمْتُمْ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِینَ } (بقره: 65).
«بی شک شما شناختید آنان را از خودتان که در روز شنبه از حدود الهی تجاوز کردند پس بدیشان گفتیم به بوزینه رانده شده(پست) تبدیل شوید».
ابن کثیر می گوید: منظور این آیه مسخ حقیقی است نه مسخ معنوی محض. این قول راجح است و ابن عباس و سایر مفسرین نیز این رأی را ترجیح داده اند.
مجاهد ابو العالیه و فتاده معتقدند منظور آیه مسخ معنوی است یعنی قلب آنان مسخ شده است و به بوزینه تبدیل نشده اند»(3).
ابن حجر از ابن العربی هر دو قول را نقل می کند و خود قول اول را ترجیح می دهد»(1). رشید رضا در تفسیر المنار(2) قول دوم را ترجیح می دهد و می گوید: مسخ در اخلاقشان واقع شده است. ابن کثیر قول روایت شده از مجاهد را بعید می داند و می گوید: «قول غریبی است بر خلاف ظاهر آیه و سیاق کلام است»(3).
سپس بعد از اینکه اقوال عده ای از علما را نقل می کند می گوید: منظور از ذکر کلام این ائمه بیان خلاف قول مجاهد (رح) است اینکه مسخ آنها معنوی بوده است نه ظاهری بلکه رأی صحیح مسخ معنوی و ظاهری است»(4). و الله اعلم
پس وقتی احتمال دارد مسخ معنوی باشد بسیاری از گناهکاران قلوبشان مسخ شده است. و تفاوتی بین حلال و حرام و معروف و منکر قائل نیستند و آنها مانند بوزینه و خوک هستند. (از خداوند صحت و سلامت را خواستاریم) پس طبق حدیث پیامبر اکرم -صلى الله علیه وسلم- مسخ معنوی یا ظاهری در آینده رخ می دهد.


(1) «صحیح بخاری» کتاب الفتن (13/81-82 با شرح فتح الباری).
(2) «مسند احمد» (4/104 با حاشیه منتخب کنزل العمال) هیثمی می گوید: «این حدیث را احمد و طبرانی و بزار و ابو یعلی روایت کرده اند و رجال آن موثوق به هستند» «مجمع الزوائد» (7/306).
(3) «فتح الباری» (13/87).
(4) «مسند احمد (5/2888 با حاشیه منتخب الکنز) و «سنن ابو داود» کتاب الجهاد باب فی الوجل یغزو یلتمس الاجر و الغنیمة (7/209-210 با شرح عون المعبود) و «مستدرک حاکم» (45/425) می گوید این حدیث صحیح الاسناد است و ذهبی نیز با او موافق است آلبانی این حدیث را تصحیح کرده است «صحیح جامع الصغیر» (6/263) (حدیث 7715).
(1) «سنن ترمذی» کتاب الفتن باب ما جاء الخسف (6/418). آلبانی این حدیث را تصحیح کرده است «صحیح جامع الصغیر» (6/358) حدیث (8012).
(2) «سنن ابن ماجه» کتاب الفتن، باب الخسوف (2/1349) حدیث صحیح است «صحیح جامع الصغیر» (3/13) (حدیث2853).
(3) «مسند احمد» (9/73-74) (حدیث 6208) تحقیق احمد شاکر می گوید اسناد حدیث صحیح است.
(4) «ترمذی» ابواب القدر (6/367-368) حدیث صحیح است «صحیح الجامع الصغیر» (4/103) (حدیث 4150).
(1) «مسند احمد» (4/483 با حاشیه منتخب الکنز) هیثمی می گوید: «روایت از احمد، طبرانی، ابو یعلی و بزار است و راویان آن موثوق به هستند». «مجمع الزوائد» (8/9).
(2) «مسند احمد» (6/378-379 با حاشیه منتخب الکنز) این حدیث حسن است «صحیح جامع الصغیر» (1/228) (حدیث 631) و «سلسلة الأحادیث الصحیحة» (م 3/340) (حدیث 1355).
(3) «التذكرة» (ص 654) و «فتح الباری» (13/84) و «الإشاعة» (ص 49-52) و «عون المعبود» (1/429).
(1) «جامع الترمذی» ابواب الفتن، (6/458) (حدیث 458). حدیث صحیح است «صحیح جامع الصغیر» (4/103) (حدیث 4119).
(2) «سنن ابن ماجه» کتاب الفتن، باب العقوبات (2/1333) (حدیث 4020) حدیث صحیح است «صحیح جامع الصغیر» (5/105) (حدیث 5330).
(3) «تفسیر ابن کثیر» (1/150-153).
(1) «فتح الباری» 010/56).
(2) «تفسیر المنار» (1/343-344).
(3) «تفسیر ابن کثیر» (1/151).
(4) «تفسیر ابن کثیر» (1/153).


/m/