تبلیغات
كیمیای سعادت - اصول گفتگو قسمت اول
17 آذر 89

اصول گفتگو قسمت اول

   ارسال مطلب توسط: admin    

اصل اول: در پیش گرفتن روش‌های علمی

از جمله:

1- آوردن دلایل برای اثبات یا ترجیح ادعا.

2- نقل کردن به شیوه صحیح در امور نقل شده.

این دو روش در اصل مشهور گفتگو آمده است: «إن کنت ناقلاً فالصّحة، وإن کنت مدّعیاً فالدلیل» «[اگر مطلبی را] نقل می‌کنی، آن را به شکل صحیح نقل کن، و اگر ادعایی داری، پس دلیل بیاور».
در چندین جا از قرآن کریم چنین آمده است:

  قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ[البقرة: 111 و نمل: 64].  «بگو اگر راست می‌گویید دلیل خویش را بیاورید».
   قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِیَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِی بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ [الأنبیاء: 24] «بگو دلیل خود را [بر این شرک] بیاورید این [قرآن است که] راهنمای کسانی است که با من همراهند [و پشینیان بی‌شمارند] و این [هم تورات انجیل و کتاب‌های آسمانی دیگر که] راهنمای کسانی بوده که قبل از من زیسته‌اند».
  قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ[آل‌عمران: 93] «بگو: اگر راست می‌گویید [که شریعت ابراهیم چنین چیزهایی را حرام نموده است، برای اثبات ادعای خویش] تورات را بیاورید و آن را بخوانید».
اصل دوم: خالی بودن سخن و دلیل فرد مناظره کننده از تناقض؛
 زیرا امری که دارای تناقض است، بطلان آن بدیهی است.
نمونه‌ای از آنچه مفسرین در این باره ذکر کرده‌اند عبارت است از:
1- وصف حضرت موسی ؛ از زبان فرعون با عبارت   ‏ فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ وَقَالَ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ‏[الذاریات: 39]. این صفتی است که کفار آن را دربارة بسیاری از پیامبران، از جمله اعراب جاهلی دربارة رسول خدا ص به کار می‌برند. در حالی که دو وصف سحر و جنون [در یک فرد] قابل جمع نیستند زیرا از ویژگی‌های ساحر عقل، زرنگی و باهوشی است. ولی فرد دیوانه هیچ عقلی ندارد و این یک تناقض آشکار در کلام آنها بود.
2- وصف آیات قرآن از زبان کفار قریش به سحر مداوم و پایدار، چنانکه در سورة قمر آمده است:   وَإِن یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَیَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ‏[القمر: 2] «اگر مشرکان آیات قرآن یا معجزة بزرگی را ببینند، از آن روی گردان می‌شوند [و بدان ایمان نمی‌آورند] و می‌گویند جادوی همیشگی و پایداری است».
این امر یک تناقض آشکارست زیرا سحر، پایدار نیست و امر پایدار نیز سحر نخواهد بود.
اصل سوم: اینکه دلیل چیزی غیر از ادعا باشد.
در غیر این صورت، آن را نمی‌توان دلیل به حساب آورد، بلکه بازگویی ادعا با کلمات و شکل دیگری است. بعضی از سخنرانان و مناظره‌کنندگان در تزیین و آراستن کلمات و الفاظ، تسلط و توانایی فراوانی دارند به گونه‌ای که فرد گمان می‌کند آن الفاظ، دلیل است.
در حالی که واقعیت این است که آن، مجموعه کلمات بازگویی ادعا به عبارت و الفاظ دیگر است. این امر حیله‌ای برای طولانی کردن بی‌جهت مناظره است.



برچسب ها: اصول گفتگو و بحث ، اصول مناظره ،

/m/